كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
644
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا به درستى كه آنان كه بگرويدند به خدا و كتاب و رسول او وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ و بكردند كارهاى شايسته إِنَّا لا نُضِيعُ بتحقيق كه ما ضائع نگردانيم أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ مزد آنكس را كه نكوتر است عَمَلًا از روى كردار أُولئِكَ آن گروه مؤمنان و پسنديدگان لَهُمْ مر ايشان راست جَنَّاتُ عَدْنٍ بوستانهاى اقامت يعنى بهشتها كه در ان مقيم باشند تَجْرِي مىرود مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ از زير منازل ايشان بامر ايشان جويها يُحَلَّوْنَ پيرايه بسته شوند فِيها مِنْ أَساوِرَ در ان بوستانها از دستوانها ساخته شده مِنْ ذَهَبٍ از زر در زاد المسير از ابن جبير رض نقل مىكند كه هر يك از بهشتيان را سه دستوانه بود يكى از زر و يكى از نقره و يكى از لؤلؤ و ياقوت وَ يَلْبَسُونَ و بپوشند ثِياباً خُضْراً جامهاى سبز رنگ مِنْ سُنْدُسٍ از ديباهاى نازك وَ إِسْتَبْرَقٍ و ديباهاى سطبر فراخور آرزوهاى هر يك مُتَّكِئِينَ فِيها تكيهزدگان باشند در بهشت عَلَى الْأَرائِكِ بر تختها چنانچه عادت متنعمان است نِعْمَ الثَّوابُ نيك پاداشى است بهشت و نعيم آن وَ حَسُنَتْ و نيكو است آن تختها مُرْتَفَقاً تكيهگاه يا نيكو است بهشت منزل و آرامگاه وَ اضْرِبْ لَهُمْ و پيدا كن براى مؤمنان و كافران مَثَلًا مثلى و آن مثل كدام است رَجُلَيْنِ دو مرد كه برادران بودند از بنى اسرائيل يكى يهودا يا يمليخا و او مؤمن بود و ديگر قطروس يا فطرس و او كافر بود هشت هزار دينار از پدر بديشان ميراث رسيد هر يك چهار هزار دينار تصرف كردند و كافر بدان ضياع و عقار و متاع خانه خريد و مؤمن همه را در وجوه خير صرف كرد حق سبحانه از مآل و حال ايشان خبر مىدهد كه جَعَلْنا لِأَحَدِهِما داديم يكى را از ايشان يعنى قطروس را جَنَّتَيْنِ دو بوستان مِنْ أَعْنابٍ از تاكهاى انگور وَ حَفَفْناهُما بِنَخْلٍ و محفوف گردانيديم ما آن را به خرما بنان يعنى درختان خرما گرداگرد آن درآورديم وَ جَعَلْنا بَيْنَهُما و پيدا كرديم ميان آن دو باغ زَرْعاً كشتزارى تا آن موضع جامع اقوات و فواكه باشد كِلْتَا الْجَنَّتَيْنِ آن دو باغ آتَتْ أُكُلَها بدادى ميوهها و محصول خود را به تمامى وَ لَمْ تَظْلِمْ و ستم نهكردى يعنى كم نساختى مِنْهُ شَيْئاً از ميوه معهود چيزى را يعنى در اغلب آن است كه ميوه در سالى تمام آيد و سالى ناقص و ميوه آن باغها هميشه تمام آمدى وَ فَجَّرْنا و روان كرديم خِلالَهُما نَهَراً ميان آن دو بوستان جوى آب تا شراب آن دايم باشد .